عز الدين حسينى زنجانى
37
معيار شرك در قرآن (فارسى)
وكيل است و در قبض ، يا عدم قبض ارواح ، اختيارى در دستش نيست ، مگر به دستور خداوند متعال ، و اين آيه را آيهء « اللَّهُ يَتَوفّى الأَنْفُسَ حِينَ مُوتِها » « 1 » تفسير مىكند و مصداق بارز آن چيزى است كه امير مؤمنان - سلام اللَّه عليه - مىفرمايد : « بعضى از آيات قرآن خود آيات ديگر را تفسير مىكند » . گفتار شما كه مىفرماييد : . . . در نتيجه هر قدر علوّ شأن و بلندى مرتبت و نزديكى او به خدا ثابت شود توجّه ، به سوى او مانند توجّه به خداوند و توسّل به او چون توسّل به خداوند مىباشد . اى آقاى بزرگوارم ! بر حضرت عالى پوشيده نيست كه ، نه فقط تفاوت بين اين دو بسيار است ، بلكه قياس در اين نسبت ؛ يعنى نسبت بين آفريننده و آفريده شده و ميان توانمند و عاجز ممكن نيست . چنانكه در نهجالبلاغه ( خطبة الاشباح ) امام مىفرمايد : . . . شهادت مىدهم : كسى كه تو را با چيزى از آفريدههايت مساوى شمرد ، از مرتبهء تو عدول و تجاوز كرده و كسى كه چنين كند به آنچه از آيات محكمات تو نازل شده و به نشانهها و دلايل آشكارت كفر ورزيده است . و گواهى مىدهم كه تو خداوندى هستى كه نهايت و پايانى در خردها برايت نيست ، تا در منشأ انديشهها داراى چگونگى و كيفيّت باشى و نه در افكار و عقلها محدود و موصوف به تغيير از جايى به جايى گردى .
--> ( 1 ) . زمر ( 39 ) آيهء 42 ، « خداوند جانها را به هنگام مرگ مىستاند » .